اسكندر بيگ تركمان

928

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اعلى ايجاب ملتمس او فرموده بهادران مذكور را آزاد كرده نزد رستم محمد خان فرستادند كه در خدمت او بوده باشند اما ايشان چهار پنج روز بيشتر توقف ننموده بطريق فرار بجانب حصار شتافتند . ديگرى از سوانح آنكه در اين سال قاضى خان سيفى الحسينى كه صدر بود از آن منصب معزول گشته قاضى سلطان تربتى كه از سادات موسوى تربت حيدريه و متولى سركار فيض آثار روضه رضويه بود بدين رتبه عالى ارجمندى يافت و توليت سركار فيض آثار بميرزا محسن رضوى ولد ميرزا الغ كه بشرف مصاهرت حضرت اعلى سرافراز است تفويض يافت از تقديرات ايزدى در همان روز كه قاضى سلطان بمنصب صدارت سرافرازى يافت بيمارى بر او طارى گشته روز بروز مرض ازدياد و علل اشتداد پذيرفت هفت روز پهلو بر بستر ناتوانى داشت روز هشتم در دار الارشاد اردبيل بر مثال حيات توقيع ختم كشيده برحمت ملك جليل پيوست بر يك مثال طغراى صدارت او كشيده شده روز اول مهر كرد و مثنى نگشت بعد از فوت او منصب صدارت بميرزا رفيع الدين ولد مير شجاع الدين محمود بن خليفه سيد على مشهور بخليفه سلطان اصفهانى كه مازندرانى الاصل و از نژاد مير بزرك والى مازندران اند و امير نظام الدين نامى از اجداد ايشان از حوادث دوران بصفاهان آمده در آنجا توطن اختيار كرده در آن ولايت بسادات خليفه مشهورند مفوض گرديد و مشار اليه از اصفهان بپايه سرير خلافت مكان آمده من حيث الاستقلال بتمشيت امر صدارت پرداخت و الحق بوفور فضل و كمال موصوف و ذات ملك صفاتش بسلامت نفس و حقانيت و خير انديشى معروف است مير شجاع الدين محمود والد او از علماء متبحر زمان خود بود شمهء از احوال او غالبا در صحيفهء اول در طى احوال سادات و علماء زمان حضرت شاه جمجاه جنت مكان رقم تسطير يافته . مشاهير متوفىها كه در اين سال بحادثهء اجل گرفتار آمده سر بنقاب تراب كشيدند فوت قاضى سلطان تربتى قاضى سلطان مذكور بنوعى كه در فوق بتحرير پيوست و او در ايام فترت خراسان بعراق آمده از وفور كاردانى مورد تربيت شاهانه گشته بمناصب ارجمند سرافرازى بعد از فتح خراسان بحكومت تربت حيدريه و توليت سركار فيض آثار سرافراز گشته بيست و دو سال بدان خدمت بنوعى كه مرضى خاطر اشرف بود اقدام مينمود . سيد ناصر ولد سيد مبارك خان والى عربستان حويزه كه بشرف مصاهرت اين دودمان سرافراز بود و در سال گذشته حسب الامر اشرف بدانولايت رفته بعد از فوت پدر وفات سيد ناصر بر مسند حكومت ملك موروث تمكن يافته بود درين سال چشم زخم زمانه به او رسيده بيمارى صعب بر او عارض گرديد و باجل طبيعى از هم گذشت جمعى را مظنه آن شد كه از مخدرات استار آن سلسله كه از سيد مبارك صاحب فرزند بود از نقصان عقل و جهل باغواى فتنه جويان عرب او را مسموم ساخته‌اند العلم عند اللّه چون فرزند صبى سيد مبارك كودك بود حكومت آن ولايت به سيد راشد برادرزادهء او تفويض يافت سيد ناصر مذكور سيد زادهء نيكو اخلاق